در دومین روز از هفدهمین نمایشگاه بورس، بانک و بیمه، غرفه تأمین سرمایه امید میزبان پنلی تخصصی با موضوع
«چشمانداز آینده صنایع کامودیتیمحور بازار سهام (با فرض تحقق توافق)» بود؛
نشستی که با حضور پرتعداد، پُرشور و پرانرژی فعالان بازار سرمایه و علاقهمندان همراه شد و با سخنرانی دکتر فرهنگ حسینی (مدیرعامل گروه صنعتی و معدنی امیر)، دکتر امیر تجریشی (رئیس هیئتمدیره هلدینگ فیروزه) و دکتر فرهاد ذاتعلیفر (مدیرعامل سرمایهگذاری سپه) به پایان رسید.
سخنرانان در این پنل، نگاهی تحلیلی و عمیق به آینده صنایع کامودیتیمحور در صورت تحقق توافق سیاسی داشتند و به بررسی فرصتهای پیشرو در بازار سهام پرداختند.
دکتر فرهاد ذاتعلی فر، مدیر عامل سرمایهگذاری سپه:
۵۵ سال اخیر ۱۴ نقطه عطف داشتیم.
همچنین در ۱۰ سال اخیر دوره های رکود و رونق کوتاه شده و به ۲ تا ۳ سال رسیده و از نظر زمانی، دوره رکود ۴ دهم برابر دوره رونق طول میکشد.
به توافق کامل و جامع خوشبین نیستم. در کوتاه مدت فرآیندی فرسایشی تا حصول نتیجه وجود دارد.
با فرض توافق کمترین تأثیر در قیمتهای جهانی به ترتیب در بخشهای معدن و فلزات است. بخش و پتروشیمی و انرژی بیشترین تاثیر را خواهند دید.
در صورت توافق برای سه ماه تا چهار ماه ابتدایی سال ۲۰۲۵ احتمال زیاد مدیریت ریسک در کلیه واحدهای کالایی مورد نیاز خواهد بود.
در نیمه دوم سال ۲۰۲۵ در صنایعی همچون مس و انرژی پایان دوره رکود و احتمالا رونق شدید خواهیم داشت.
رکود نسبی و بازگشت قیمت ها در ماه های انتهایی سال ۲۰۲۵ مورد انتظار است.
فرهنگ حسینی، مدیرعامل گروه صنعتی و معدنی امیر:
بر اساس هر اتفاقی که ممکن است بیفتد اعم از توافق و عدم توافق، باید برای سرمایهگذاری تحلیل انجام دهیم.
در شرکتهای بورسی کامودیتی محور که بیش از دو سوم بازار هستند موصوع دارای اهمیت قیمت جهانی است.
به همین دلیل بنا به اتفاقات داخلی، سود این صنایع به دلیل اینکه بر حسب سود است تغییر چندانی نمیکند.
در نتیجه توافق، نظام انتظارات تغییر خواهد کرد و درامد دولتی، دسترسی به منابع ارزی افزایش یافته و سمت عرضه دلار تقویت خواهد شد.
دولت میتواند دلار را در محدوده ثابت نگه دارد و تبعات آن حفظ سطوح بالای تورم است.
اگر دلار تعدیل نشد شرکتهای کامودیتی محور با کاهش سود مواجه میشوند چون هزینههای ریالی این صنایع افزایش مییابد.
آمریکا به یک صادرکننده بزرگ انرژی تبدیل شده است و در حال حاضر اتفاقات خاصی در صنعت نفت این کشور قابل پیشبینی نیست.
در خصوص فلزات، روی، سرب و آلومینیوم تقریباً با حاشیه سود صفر تولید میشوند. در صنعت فولاد، جالب است بدانیم که کل سود چین از تولید فولاد در سال گذشته حتی از سود فولاد مبارکه کمتر بوده است.
همچنین باید توجه داشته باشیم که چین حدود 800 میلیون تن فولاد تولید میکند و این موضوع نکتهای مهم است. این اتفاقات برای صنعت فولاد در چین ممکن است بهعنوان یک نشانه منفی تلقی نشود، بلکه ممکن است شرایطی برای اصلاح و بهبود وضعیت این صنعت در آینده فراهم آورد.
به هندوستان نگاه کنید؛ نسبت سرانه تولید ماشین در چین با ایران تقریباً مشابه است، اما تعداد ماشینها در هند تقریباً یک پنجم چین است. این تفاوتها به وضوح نشاندهنده نیاز هند به زمان و منابع زیاد برای رسیدن به ظرفیتهای تولید چین است. بهویژه در صنایع فولاد، مس و خودروسازی، هند نیاز به حداقل ده سال تولید انبوه دارد تا به سطح تولید چین برسد.
بنابراین، در نظر گرفتن بازار هند و توجه به فروش و سودآوری در این بازار برای شرکتها و تولیدکنندگان بسیار حائز اهمیت است. هند میتواند یک فرصت بزرگ برای فروش و رشد در آینده باشد، اما این روند نیازمند زمان و استراتژیهای مناسب است.
امیر تجریشی، رئیس هیئت مدیره هلدینگ مالی فیروزه:
سود شرکتهای کامودیتی محور وابسته به قیمتهای جهانی است.
سابقاً فرصتهای آربیتراژ زیادی در بورس ایران وجود داشت و دلیل آن وجود فاصله زمانی بین تغییر قیمتهای جهانی و تأثیر آن بر بازار بورس کشور بود.
امروزه به دلیل وجود سرمایهگذاران گسترده و شرکتهای حاضر در این حوزه آربیتراژ بسیار کاهش یافته است.
به دلیل مکانیزمهایی که تحریم را دور میزند امکان سوخت شدن فروش محصولات وجود دارد.
این اتفاق پیشبینی پذیری را کاهش میدهد و شرکت ها از قبل این اتفاق سود دریافت میکنند.
یکی از مهمترین پارامترها در ارزیابی یک شرکت، قیمت جهانی است. در مرحله بعد، مهم این است که آیا شرکتها میتوانند مستقل از عرضه و تقاضای جهانی، محصولات خود را به فروش برسانند یا خیر.
برخی از شرکتها به دلیل تحریمها با مشکلات زیادی در فروش مواجه هستند، بنابراین این چالش میتواند بهعنوان یک نقطه رشد برای آنها در نظر گرفته شود. برخی دیگر قادر به فروش محصولات خود هستند، اما هزینههای فروش برای آنها بالا است. به عبارت دیگر، این شرکتها ممکن است محصولات خود را به قیمت جهانی بفروشند، اما به دلیل تحریمها، تخفیفهایی در قیمتها لحاظ میشود.
علاوه بر این، هزینههایی مانند حمل و نقل و سایر هزینههای جانبی نیز به قیمتها افزوده میشود.
پارامتر دیگری که در بورس تهران بسیار تأثیرگذار است و نمیتوان به راحتی برای آن برنامهریزی کرد، مکانیزمهای تحریمهاست. بهدلیل شیوههایی که شرکتها برای دور زدن تحریمها به کار میبرند، ممکن است در برخی مواقع مشکلاتی پیش بیاید که تأثیرات منفی بر عملکرد آنها داشته باشد.
این مشکلات میتواند باعث کاهش پیشبینیپذیری در بورس شود، زیرا وقتی پیشبینیها کاهش یابد، درآمدها کاهش مییابند و در نهایت قیمتها نیز باید پایین بیاید. بنابراین، این عوامل میتوانند بر سودآوری شرکتها تأثیرگذار باشند و باعث شوند که شرکتها از پیشبینیهای خود سود بیشتری کسب کنند.
بهطور کلی، در چنین شرایطی پیشبینی درآمدها و سودآوری شرکتها دشوار میشود و این عدم پیشبینیپذیری میتواند باعث شود قیمتهای سهام نوسان بیشتری داشته باشند.
صنایع پتروشیمی، پالایشی و فولادی از نظر ناترازی انرژی صدمه میبینند. با در نظر گرفتن قیمت های جهانی، اگر تحریمها رفع شوند دولت میتوانند ناترازی انرژی این صنایع را بهتر مدیریت و رفع کند.
در خصوص خرید حکشتی و بانک ملت، اینگونه به نظر میرسید که پورتفوی سرمایهگذاری ما باید بر اساس توافقات قبلی تنظیم شود. . در بازار سرمایه متزلزلی که امروز با آن مواجهیم، انتخاب سهامهایی که از نوسانات کمتری برخوردار باشند، امری ضروری است. این سهامها باید قابلیت جابجایی را در خود داشته باشند، بهطوری که در صورتی که افق سرمایهگذاری شما تغییر نکند، امکان تغییر سبد سرمایهگذاری فراهم باشد.
مثالهایی که ارائه کردید، یکی از سهامهایی که نظر ما تغییر کرده بود، توانستیم آن را بفروشیم. اما در این بازار، هر سهمی که نظر شما درباره آن تغییر کند، لزوماً نمیتوان آن را فروخت. این نکته نشاندهنده چالشهای جدی موجود در بازار فعلی و دشواریهای فروش سهامها در مواقعی است که نظر سرمایهگذار تغییر میکند.