برگزاری موفق پنل تخصصی بررسی مدل توسعه صندوقهای طلا در بازار سرمایه مجله خبری • ۱۴۰۴/۰۳/۱۸ • ۲ دقیقه مطالعه کپی لینک تلگرام واتساپ X LinkedIn این نشست تخصصی با حضور سه تن از چهرههای برجسته و صاحبنظر در حوزه صندوقهای کالایی طلا برگزار گردید: حسن کاظمزاده | مؤسس صندوق طلای لوتوس امیر صلحجو | مدیر صندوق طلای آتش اشکان ارشد | تحلیلگر بازار طلا در این نشست، به بررسی وضعیت فعلی صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر طلا، چالشهای موجود در مسیر توسعه آنها، و راهکارهای ارتقای مدلهای عملیاتی، ابزارهای مکمل و سازوکارهای قانونی پرداخته شد. این رویداد با استقبال گسترده فعالان بازار سرمایه، مدیران مالی، مشاوران سرمایهگذاری و علاقهمندان به ابزارهای نوین مالی همراه بود و بهعنوان یکی از برنامههای تخصصی شاخص غرفه تأمین سرمایه امید در نمایشگاه امسال، مورد توجه رسانهها و بازدیدکنندگان قرار گرفت. اظهارات حسن کاظم زاده : فاصله خرید و فروش سکه، زمانی که صندوق طلا و گواهی سکه در بورس تازه راهاندازی شده بود، در برخی مناطق تهران به حدود یک و نیم درصد میرسید. یعنی اگر مثلاً در پاساژ نور، گلستان پونک یا دیگر نقاط شهر، همان لحظهای که سکه میخریدید قصد فروش داشتید، باید حدود ۱.۵ درصد هزینه معامله پرداخت میکردید. هدف اصلی راهاندازی گواهی سکه و صندوق طلا دقیقاً همین بود که خریدار و فروشنده را به طور مستقیم به هم متصل کند تا بتوانند در یک بازار شفاف و امن معامله کنند. امروز وقتی شما واحد صندوق طلا را خریداری میکنید، طرف معامله شما سرمایهگذار دیگری مثل خودتان است، نه بازارگردان یا نهاد واسط؛ هنگام فروش هم شرایط همین است. ابزارهای جدید مالی در این حوزه از سال ۱۳۹۵ متولد و به تدریج توسعه پیدا کردند. اکنون پس از حدود ۸ تا ۹ سال، این ابزارها توانستهاند ۵۰ تا ۶۰ درصد ارزش معاملات طلای کشور را پوشش دهند و جمعیت زیادی هم به آنها اعتماد کرده و سرمایهگذاری میکنند. تا اینجا صحبتهای من بود، اگر سوال یا نکتهای باشد، در خدمت هستم. تمام بحث ما درباره نیت سرمایهگذاری است و نه انبارهایی که سابق بر این فعال بودند و حالا برخی از آنها غیرفعال شدهاند و برخی همچنان فعالاند. در این انبارها بانک صرفاً نامی است و بانکداری انجام نمیدهد؛ انبارها دارای سطح مشخصی از بیمه هستند، به اندازه سکه یا شمشی که میپذیرند باید بیمه پوشش بدهد. ضمن اینکه امنیت این انبارها بسیار بالا است؛ به طوری که حتی من یک بار از روابط عمومی بورس کالا درخواست کردم تا فرایند تحویل سکه به یک سرمایهگذار را ویدیویی کنند و نشان دهند که چطور سکه از خزانه تحویل داده میشود. اما به دلیل شدت تدابیر امنیتی، حراست انبار اجازه چنین کاری را نداد، چراکه ریسک امنیتی بالایی وجود داشت و ممکن بود مشکلاتی پیش بیاید. در واقع این انبارها کاملاً ایمن و محافظتشده هستند و مالکیت گواهی سکه یا شمش هم بهطور کامل متعلق به خریدار یا صندوق است؛ یعنی اگر شخص یا صندوقی گواهی را دارد، مالک قطعی آن دارایی است و این دارایی به صورت یک به یک داخل انبار موجود است. برای مثال، اگر برای یک انبار اعلام شود ۱۰ هزار سکه در آن وجود دارد و گواهی برای این تعداد صادر شده، شمارش فیزیکی نیز همین عدد را تأیید میکند و حتی یک مغایرت هم در این خصوص وجود نخواهد داشت. خروج از تعادل را وقتی میبینیم که انس جهانی دوباره یک حرکت سنگین انجام دهد. درباره تأثیر جنگ تعرفهای باید گفت، چه این تعرفهها اعمال شوند و چه نشوند، هزینه تجارت در جهان را افزایش میدهند. حتی وقتی تعرفهها به صورت موقت تعلیق میشوند و هر بار تمدید میشود، این ابهام سبب میشود تجار و شرکتها میزان انبارداری خود را افزایش دهند. برای افزایش موجودی انبار نیاز به نقدینگی بیشتر است و این یعنی منابع مالی کمتری برای خرید طلا یا سهام باقی میماند. از سوی دیگر، این وضعیت به افزایش نرخ بهره نیز دامن میزند. در نتیجه، جنگ تعرفهای با وجود آنکه نااطمینانی و نگرانی نسبت به آینده ایجاد میکند و میل به خرید طلا را افزایش میدهد، از سوی دیگر توان نقدشوندگی و خرید طلا را برای فعالان بازار محدودتر میکند. بنابراین یک تعادل نسبی در بازار طلا شکل میگیرد؛ از یک طرف تمایل به خرید وجود دارد و از طرف دیگر منابع مالی محدود است. در نتیجه، جنگ تعرفهای با وجود آنکه نااطمینانی و نگرانی نسبت به آینده ایجاد میکند و میل به خرید طلا را افزایش میدهد، از سوی دیگر توان نقدشوندگی و خرید طلا را برای فعالان بازار محدودتر میکند. بنابراین یک تعادل نسبی در بازار طلا شکل میگیرد؛ از یک طرف تمایل به خرید وجود دارد و از طرف دیگر منابع مالی محدود است. اگر به آمارهای جهانی مراجعه کنید، مثلاً وضعیت معاملات باز یا Net Position در بازار طلای جهانی را بررسی کنید، خواهید دید که طی ششماه گذشته تغییر محسوس و چشمگیری نداشته است؛ به این معنا که ورود و خروج بازیگران بزرگ تقریباً تعادل را حفظ کرده و رشد یا افت قابل ملاحظهای ثبت نشده است. شایان ذکر است که یکسوم اوراق منتشرشده آمریکا در طول تاریخ به همین دلایل تحولات جهانی منتشر شده است و علیرغم انتشار اخبار مثبت یا منفی، تغییرات انس طلا معمولاً در حدود مثبت یا منفی ۱۰ درصد نوسان داشته است و تا پایان امسال نیز پیشبینی میشود چنین روندی ادامه داشته باشد. نکته مهم دیگر این است که جریان تجارت جهانی به هم ریخته و کشورها دیگر مانند قبل تمایل ندارند در ازای ارائه کالا به آمریکا، اوراق یا دلار آمریکا دریافت کنند؛ تمایل به دریافت طلا یا داراییهای دیگر بیشتر شده است. اگر آمار مانده اوراق دلاری آمریکا را در چین، ژاپن و کرهجنوبی مقایسه کنید، متوجه کاهش قابل توجه آن نسبت به یک یا دو سال گذشته میشوید که بخشی از آن به دلیل شرایط بازار و بخشی دیگر ناشی از منازعات سیاسی است. بنابراین، از یکسو در بازار طلا شاهد یک عامل تثبیتکننده هستیم و از سوی دیگر متغیرهایی وجود دارد که تقاضا برای طلا را افزایش میدهد و این دو عامل، تعادل بازار را شکل میدهند. در داخل کشور، نرخ ریسک به ۳۵ درصد رسیده است؛ یعنی اگر سرمایهگذاری اشتباهی انجام دهید (مثلاً صندوق طلا را در قیمت نامناسب بخرید و ارزش آن ۱۰ درصد کاهش پیدا کند) و شش ماه منتظر بازگشت بازار بمانید، در واقع حدود ۲۵ درصد از بازار عقب افتادهاید. این عدد قابل توجه است و شبیه به جهشهای ناگهانی بازار روی اخبار سیاسی (مانند اظهارنظر ترامپ درباره حمله به ایران) است. بازار میتواند ظرف شش ماه کاملاً دستخوش تغییر شود و این زمان زیادی برای جبران فرصت از دست رفته نیست. بنابراین باید به هزینه فرصت در تصمیمگیریهای فعلی بازار بسیار دقت کرد. در حال حاضر، نرخ دلار تا پایان مذاکرات یا حتی پس از توافق نیز احتمالاً حوالی ۸۰ هزار تومان باقی میماند و قیمت طلا با فرض ادامه وجود حباب همچنان در همین محدوده خواهد بود. با وجود این، حتی اگر همه شرایط ثابت بماند، زیان ناشی از تصمیمات نادرست میتواند به حدود هفت تا هشت درصد برسد که رقم قابل توجهی است. در نتیجه، تصمیمگیری برای سرمایهگذاری روی داراییها دشوارتر از همیشه شده و نیازمند دقت و بررسی بیشتری است. اظهارات اشکان ارشد ،فعال بازار طلا : انتخاب نوع و روش سرمایهگذاری به شدت به خود فرد بستگی دارد؛ همیشه از من میپرسند آیا یک روشِ بهینه یا بهترین روش برای همه وجود دارد؟ واقعیت این است که بهترین روش برای هر فرد متفاوت است، زیرا خاستگاهها و نگرشهای ذهنی افراد کاملاً با هم فرق دارد. خاطرهای عرض کنم: زمانی که درگیر ثبتنام مدرسه برای فرزندم بودیم و بهدنبال بررسی کیفیت مدارس بودیم، از خانوادههایی که فرزندانشان را از آن مدرسه منتقل کرده بودند دلیل نارضایتیشان را پرسیدیم. یکی از آنها گفت این مدرسه بیش از حد روی درس و آموزش سختگیری میکند، دیگری درست برعکس آن معتقد بود که مدرسه اصلاً آموزش مناسبی ارائه نمیدهد و جو نامناسبی دارد! یعنی درباره یک موضوع واحد، دو دیدگاه کاملاً متضاد وجود داشت. همین مسئله درباره انتخاب روش سرمایهگذاری در طلا نیز صادق است. قطعاً روش پیشنهادی برای یک خانم مسن که کار با کامپیوتر برایش دشوار است، این نیست که صندوق طلا بخرد و بخواهد رمز عبورش را حفظ کند یا درگیر مسائل فنی شود. برای تعیین روش مناسب، باید ابتدا چالشها و محدودیتهای موجود را بررسی کنیم و بعد بر اساس شرایط هر فرد تصمیم بگیریم. برای مثال، امروز شفافیت قیمت نسبت به سالهای قبل بهمراتب بیشتر شده است؛ اگرچه در بازار آزاد این شفافیت گاهی گمراهکننده است اما به طور کلی میتوان گفت تا ۹۰ درصد بازار را پوشش میدهد و فرد میتواند براساس آن انتخاب کند. از سوی دیگر، محدودیتهای دیگری نظیر دامنه نوسان در صندوقها وجود دارد. ممکن است در زمانهایی که قیمت طلا به سرعت بالا یا پایین میرود، امکان معامله در برخی صندوقها محدود یا حتی متوقف شود—این خود یک چالش مهم است. در واقع، کسی که به دنبال نوسانگیری کوتاهمدت است یا میخواهد سریعتر وارد یا از بازار خارج شود، صندوقهای طلا چندان گزینه مناسبی برایش نیست چون انعطافپذیری لازم را ندارند، هرچند در کنار این نقطهضعف، مزایایی مثل امنیت ذخیرهسازی دارند. حتی برای برخی، انجام معاملات در بازار کاغذی (حوالهای) یا ابزارهای مشتقه سنتی ممکن است مناسبتر باشد، بدون اینکه درگیر خرید و فروش فیزیکی شوند. این انتخاب کاملاً به جنس نیاز و دغدغه سرمایهگذار برمیگردد. در مقابل، برای افرادی که نگران نگهداری و امنیت دارایی خود هستند، ابزارهایی نظیر گواهی سپرده سکه یا صندوقهای سرمایهگذاری طلا جذابیت بیشتری دارد، چون مسئولیت نگهداری و امنیت عملاً به عهده صندوق یا انبار میافتد و نگرانیهای گذشته را دیگر نخواهند داشت. امیر صلح جو مدیر صندوق طلای آتش : در کف بازار، معمولاً قیمتها پایینتر از سطوح رسمی است. بسیاری از سرمایهگذاران وقتی صحبت میکنند، میگویند: «اگر سکه از ۷۴ میلیون به ۷۲ میلیون برسد، خریدارم.» ما نیز در همین سطوح قیمتی اقدام به خرید سکه میکنیم. در سامانه بورس کالا، معاملات شمش و سکه با قیمتهای منطقیتر و شفافتر انجام میشود. در سوی دیگر، ارزش بازار صندوقهای طلا در حال حاضر حدود ۱۴۰ هزار میلیارد تومان (همت) است. این حجم بزرگ صندوقها نشان میدهد که میتوانند پاسخگوی هر سطحی از نقدینگی باشند؛ چه برای اشخاص حقیقی و چه برای نهادهای حقوقی و در هر مقیاس سرمایهگذاری، بدون آنکه سمتوسویی به بازار بدهند یا موجب ایجاد حباب در بخشی از بازار شوند. یکی از دلایل اصلی ایجاد حباب قیمتی در سکه، این بود که بسیاری از افراد توان خرید شمش طلا را نداشتند و به همین دلیل عمدتاً به خرید سکه روی میآوردند. معمولاً ربع سکه بیشترین میزان حباب را نسبت به سکه تمام و نیمسکه دارد، زیرا حباب با وسع مالی خریداران نسبت مستقیم پیدا میکند. صندوقهای طلا به دلیل امکان خرید و فروش با حداقل مبلغ، این امکان را فراهم کردند که افراد بدون نیاز به خرید سکه فیزیکی و پرداخت مازاد بر ارزش ذاتی، بتوانند سرمایهگذاری کنند و عملاً این بخش مازاد و هیجانی یا حبابی در بازار را تا حد زیادی پوشش دادهاند. از طرف دیگر، در صندوقهای طلا افراد میتوانند با مبالغ بسیار پایین و بر اساس ارزش ذاتی طلا سرمایهگذاری کنند و دیگر با حبابهای بعضاً بزرگ و غیرمنطقی (که پیش از عید و در دورههای تنش شاهدش بودیم) مواجه نباشند. پس از افزایش تنشهای بین ایران و اسرائیل و وقوع حملاتی متقابل، شاهد بودیم که صندوقهای طلا با ریزش ۷ تا ۸ درصدی مواجه شدند؛ در حالی که قیمت طلای جهانی روند افزایشی داشت. این ریزش عمدتاً ناشی از هجوم سرمایهگذاران برای فروش واحدهای صندوق طلا بود، هرچند این روند بیشتر جنبه هیجانی داشت و افراد ترجیح میدادند دارایی فیزیکی داشته باشند تا اینکه داراییشان در قالب سامانهای معاملاتی باشد. البته این ریزش دوام چندانی نداشت و پس از مدت کوتاهی، روند همگرایی مجدداً برقرار شد و صندوقها به ارزش ذاتی خود بازگشتند. در مجموع، بهواسطه بزرگی و عمق بازار صندوقهای طلا، نوساناتی که به دلیل هیجانات لحظهای ایجاد میشود، پایدار نیست و قیمتها دوباره همگرا میشوند.